طنين عشق

 

غريب بود اگرچه با صداي تو صداي من

کسي بجز خيال تو نبود آشناي من

تو از حقيقت جنون چگونه حرف مي زني

تويي که در خيال هم نبوده اي به جاي من

نگاه کن به جاده ها به لحظه هاي پشت سر

که مانده در کوير ها هنوز جاي پاي من

تو با ستاره مي روي و آفتاب مي شوي

شب از دريچه مي وزد به حجم خواب هاي من

نمانده حرف روشني در آسمان شب مگر

ستاره اي براي تو ستاره اي براي من

بيا دوباره باز کن دريچه هاي بسته را

بيا دوباره بشکند طلسم انزواي من

طنين عشق مي شوي دوباره در صداي من